جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
474
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
ولايات بحرى - بعد از ولايت و شهر استراباد كه بيان جزئياتى را ايجاب نموده حال به شرح دو ولايت مجاور يعنى مازندران و گيلان ميپردازيم . ابتدا شرحى راجع به وضع طبيعى و محصولات كه در هردو ولايت يكسان است و سپس به وضع اختصاصى شهرها يا اماكن آنها اشاره ميكنم . قبلا ذكر شد كه اين دو ولايت شامل رشتههاى ساحلى بحر خزر است كه هشتاد و پنج پا پائينتر از سطح درياست تا قلههاى البرز كه بين 12000 تا 13000 پا ارتفاع دارند . بنابراين به آسانى ميتوان استنباط كرد كه چنين منطقهاى با آنكه عرضى باريك دارد تابع چند نوع شرايط اقليمى است كه جزو فقط يك قسم طبقهبندى نميشود و بهتر است كه به چهار حوزه يا ناحيهء مجزا كه آسانتر قابل تميز و تعريف باشد تقسيم گردد : 1 - رشتهء ساحلى - ابتدا بايد رشتهء ساحلى اين دو ولايت را كه بواسطهء امواج بحر خزر پيدا شده است مورد توجه قرار داد كه بىدرنگ با چيز عجيب و جالب توجهى مواجه ميشويم كه منحصر به آنجا نيست و راجع به آن در يكى از فصلهاى سابق اشاره نمودم . امواج ساحلشكن دريا از يك سو و بادهاى متوالى شمال - غربى و شمالى كه بر درياى خزر ميوزد باهم تپههاى دراز شنى زنجيروار در سراسر كرانهء دريا ايجاد مىكند كه بعضى اوقات هريك از آنها بيست تا سى پا ارتفاع و از دويست تا ربع ميل عرض دارد و آب رودخانههائى كه از كوهسار به دريا جارى و حاوى مواد رسوبى است چون از اين تپهها قابل نفوذ نيست در اراضى فرورفتهء اطراف پخش و موجب تشكيل مرداب و بنابراين وسيلهء پرورش حشرات زيانبخش مىشود و در جاهائى كه جريان آب قوى است و راهى به دريا باز مىكند امواج تند در مقابل آن سدى ايجاد و مانع استفادهء كشتىرانى ميگردد . اين مردابها سراسر سواحل را فراميگيرد كه بزرگترين نمونهء آن مرداب انزلى در غرب و استراباد در انتهاى شرقى است و بين آن دو نيز مردابهاى لنگرود و مشهدسر است . قسمتهاى داخلى اين مردابها پر از درختان زبان گنجشك و توسكا و چنار و تبريزى و بيد و درختانى است كه احتياج به آب فراوان دارند .